قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2761
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و نود و سيّم از رحلت خير البشر در الكامل التّاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه در يازدهم شهر ذيحجّهء اين سال ، فرنگيان شهر طرابلس را از دست عمّال خليفهء مصر جبرا و قهرا گرفتند و اهالى آن شهر را از زن و مرد و كوچك و بزرگ اسير كردند و اموال و اسباب ايشان را به نهب و غارت بردند . و چون مدينهء طرابلس از مشاهير بلاد اسلام بود و تجّار صاحب مال بسيار در آنجا متوطّن بودند ، چندان اموال و نفايس تحف از آن بلده به دست فرنگيان افتاد كه از حدّ و احصا و شماره بيرون بود ، و كتب و مصاحب « 1 » زياده از حد بيرون در آن شهر سوختند . كيفيّت گرفتن آن شهر در تواريخ مذكور چنين آورده كه چون از زمانى كه فرنگيان به محاصرهء آن شهر ابتدا نموده بودند تا اين زمان كه فتح آن « 2 » كردند ، قريب به دوازده سال شده بود ؛ چه ، اوّلا والى آن بلده ، چنانچه سابقا بتفصيل قلمى شد ، فخر الملك علىّ بن عمّار بود ، و او قريب به ده سال با ايشان جنگ و جدل نموده آخر الأمر ، به بغداد رفت و اهالى طرابلس در عقب او شهر را به خليفهء مصر دادند ؛ چه ، از مصر هميشه جهت ايشان غلّه و آذوقه و ساير ما يحتاج متعاقب و متواتر مىرسيد . امّا فرنگيان در اين مدّت اصلا دست از محاصرهء آن بازنمىداشتند و در اين وقت با وجود آنكه خواهرزادهء ضجيل فرنگى ، سودانىنام آن را محاصره داشت كه به يك بار قمّص كبير « 3 » ،
--> ( 1 ) . احتمالا اين كلمه نادرست است و مىبايد به جاى آن « مصاحف » صحيح باشد ، كه جمع « مصحف » و به معنى قرآن است . - و . ( 2 ) . م : او . ( 3 ) . قمّص ، به معنى كشيش بزرگ ، يكى از درجات روحانى در مذهب مسيح است ، و نيز لقبى بوده است در رديف « شيخ » مخصوص رجالى كه رياست سياسى و مذهبى مردم را يك جا داشتهاند .